عبد الله قطب بن محيى

58

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

را از خداى عزّ و جلّ مشغول نمىسازد ؟ يا داخل بىوفايانيد كه چون از خداى عزّ و جلّ دور افتادند و حجب در ميان آمد و ديگر چيزها ايشان را پيش آمد ، زينت خلقيه در روى ايشان خنديد ، انس به آن گرفتند و خداى خود را فراموش كردند ! و به اين جهان و لذات اين جهان يگانه شدند و دست در گردن آوردند ! كانّ كه ايشان از آن اين جهانند و اين جهان از آن ايشان و هرگز ايشان را خداوندى نبوده كه از وى جدا افتاده ، قال اللّه تعالى : إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا « 1 » . به خداى شما سوگند كه زود باشد كه اين زينت كه بىوفايان مفتون آن شده‌اند و دل بر آن بسته و در هواى آن خداى خود را پس پشت افكنده ! برچينند و زمين را پشته‌اى سازند بىآب و گياه و حسنات كه بر آن پاشيده‌اند با معدن حسن خوانند و پيكر اين جهان موحش و بىآرايش و مظلم و تيره بماند كه : وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً . « 2 » آن‌گاه مفتونان به آن را گويند : اينكان محبوب شما كه براى آن عهد خداى بشكستيد و در آن آويختند ، در بر گيريد ، اين غول مردم‌خواره را كه بر شما پريچهره نموده بود ! قوله تعالى : أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً « 3 » الى آخر القصه . چه عجب اگر جوانمردى چند ، عهد خداى را ياد آورند و از اين زينت فريبنده روى بگردانند و از خلق كناره گيرند و روى به خداى خويش آورند ، قوله تعالى : وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ ؛ « 4 » اى رسول ما صبر كن با چنين

--> ( 1 ) . سوره كهف ، آيه 8 « در حقيقت ما آنچه را كه بر زمين است زيورى براى آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم كه كدام يك از ايشان نيكوكارترند » . ( 2 ) . سوره كهف ، آيه 8 « و ما آنچه را كه بر آن است قطعا بيابانى بىگياه خواهيم كرد » . ( 3 ) . سوره كهف ، آيه 9 « مگر پنداشتى اصحاب كهف و رقيم [ خفتگان غار لوحه‌دار ] از آيات ما شگفت بوده است » . ( 4 ) . سوره كهف ، آيه 28 .